تبليغاتX
به وبلاگ نوشته های سمانه عابدینی خوش آمدید انگشتان کشیده ام
انگشتان کشیده ام
می خواهم شلیته بپوشم...
پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386 9:45

پسرم بزرگ شده است

شبها ديربه خانه برمي گردد

و در خالي ذهنش

تورا برايش قصه مي بافم

گاهي به جنگت مي فرستم

تمام رودهاي جهان

 پيراهن خوني ات را مي شناسند

گاهي به سفرت مي فرستم

عكسهاي ناگرفته را ورق مي زنم

مي گذارمت كنار تاج محل

ونيز

هرجاي نقشه كه بخواهم

گاهي گوري مي كنم

و نام تورا بر آن مي گذارم

انگشتانم را آتش مي زنم

تا تو روشن بماني

گاهي هلال ماه را به دستانت

مي دهم

تا كوه،كوه

فرهاد بياوري

پسرم بزرگ شده است

درست شبيه تو پيراهن

سپيد مي پوشد

انگشتانش را دود مي كند

به دختران زيادي نمي انديشد

و در چشمانش هميشه

هواي رفتن دارد

چمدانش را مي بندم

تكه هاي تورا درونش مي گذارم

صورتش را به ماه مي چسباند

تا شبها كه چشمهايم را

به احساس خنك شيشه ها مي سايم

تو را بهتر ببينم

كه پائين آمده اي

تا گلهاي چادرم را

از پيچ كوچه برداري
نوشته شده توسط سمانه عابدینی | موضوع: | لينک ثابت |

لينك باكس پنگوين Penguin Linksbox


 
Copyright © 2006 - Site bus: سمانه عابدینی & Designer: Hessam Sedaghati

*
*
*
*
*
*
*